تبلیغات
سنگر سازان بی سنگر - خاطره ای از طلبه شهید موسی حسن پور جغانی

سنگر سازان بی سنگر

بزرگ مردتاریخ

جستجو
پیوندهای روزانه
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

حضرت مهدی

http://shop.parsacad.ir/uploads/13625644261.gif http://parsacad.ir/up/uploads/1358875976184.gif http://parsacad.ir/up/uploads/1358875976173.gif http://parsacad.ir/up/uploads/1358875976184.gif http://parsacad.ir/up/uploads/1358875976152.gif http://parsacad.ir/up/uploads/13625657191.gif http://parsacad.ir/up/uploads/1358875975911.gif http://parsacad.ir/up/uploads/1358875976184.gif http://parsacad.ir/up/uploads/1358876308792.gif http://parsacad.ir/up/uploads/13625657191.gif http://parsacad.ir/up/uploads/13625669971.png http://parsacad.ir/up/uploads/1358875976184.gif http://parsacad.ir/up/uploads/13625670261.png http://parsacad.ir/up/uploads/13625657191.gif

خاطره ای از طلبه شهید موسی حسن پور جغانی

تا پنجم ابتدایی را توی روستا خواند. نمی دانم كلاس اول یا دوم راهنمایی بود كه گفت می خواهم بروم حوزه علمیه .
بیشتر از یك سال، در حوزه بود. یك بار آمد و گفت: می خواهم به جبهه بروم. فرستاده بودنش میناب.
پانزده شانزده روزی میناب بود. بعد برگشت و عصبانی گفت این جایی كه مرا فرستادند جبهه نبود! گفتم كجا می خواهی بروی؟
گفت: اهواز، با چند تا دوستانش رفت اهواز. بعد از حدود 45 ـ 50 روز هم دوره ای هایش آمدند و گفتند موسی شهید شده. باورمان نمی شد. گفتیم تا با چشم نبینیم باور نمی كنیم. بعد از هشت سال جنازه اش را آوردند. وقتی گذاشتیمش زیر خاك، باورمان شد.
(متولد: 1352 روستای بهرغ استان هرمزگان/ شهادت: 1365)

منبع: كتاب سیزده ساله ها، نوشته هادی شیرازی، ص194
مقام معظم رهبری

درباره سایت
نویسندگان
نظر سنجی
آمار سایت
IMG4UP IMG4UP
Blog Skin

bahar22