تبلیغات
سنگر سازان بی سنگر - مدنیت وخون شهید

سنگر سازان بی سنگر

بزرگ مردتاریخ

جستجو
پیوندهای روزانه
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

حضرت مهدی

http://shop.parsacad.ir/uploads/13625644261.gif http://parsacad.ir/up/uploads/1358875976184.gif http://parsacad.ir/up/uploads/1358875976173.gif http://parsacad.ir/up/uploads/1358875976184.gif http://parsacad.ir/up/uploads/1358875976152.gif http://parsacad.ir/up/uploads/13625657191.gif http://parsacad.ir/up/uploads/1358875975911.gif http://parsacad.ir/up/uploads/1358875976184.gif http://parsacad.ir/up/uploads/1358876308792.gif http://parsacad.ir/up/uploads/13625657191.gif http://parsacad.ir/up/uploads/13625669971.png http://parsacad.ir/up/uploads/1358875976184.gif http://parsacad.ir/up/uploads/13625670261.png http://parsacad.ir/up/uploads/13625657191.gif

ایستادگی و عصیان در برابر نارواییها مخصوصاً نابسامانیهای اجتماعی و دادن جان و خون در این راستا با قصد تقرب به خدا را شهادت خواندیم طبیعی است كه جهد و شهادت دو بحث جداگانه و دو مفهوم متغیرند. چنین نیست كه هر جهادی به شهادت ختم شود و یا بالعكس.


آنچه كه به هر دو مفهوم ارزش می‌بخشد و هر دو را تا اوج ملكوت بالا می‌برد ایثار و دادن جان ومال در مقابل حاكمیت ارزشهای انسانی و ریشه كن كردن انواع فساد و تبهكاری است. هستند كسانی كه با اوجگیری فساد و ستم نه تنها از جان و مال نمی‌گذرند كه كمترین ناراحتی نیز در خود احساس نمی‌كنند حتی سود و نشاط خود را در اوجگیری نارواییها و ستمها احساس می‌كنند تا چه رسد كه احساس كمبود كرده و یا جان و مال و هستی خود را فدای صلاح و سعادت دیگران كنند.


اسلام با ریشه ها و ترویج فساد و اوجگیری ناملایمات سخت مخالف است و پیروان خود را در برابر نارواییها و ظلم و ستم بسیج می‌كند و صلاح فرداها را و اصولا ًتاریخ آینده را در گرو رنجها و ناراحتیها و حتی خون فرزندان انقلاب می‌داند.


البته در بحث آینده راجع به جهاد و تلاش در قلمرو ریشه كن ساختن فساد مفصلاً بحث خواهیم كرد. در اینجا به یك نكته اشاره می‌كنیم و آن اینكه خون شهید از نظر اسلام آثار مثبت فراوانی داشته است و هر وقت مسلمانان به استقبال شهادت رفته‌اند سعادتی با كیفیتها و كمیتهای نسبی در دو قلمرو ماده و معنا نصیب نسل فردایشان شده است و این همه تمدن رفاه و سیادت در طول تاریخ اسلام به بركت خون شهید و شهادت نصیب اسلام شده است. می‌خواهم بگویم نه تنها در جامعه های اسلامی كه در بعضی از جامعه های غیر مسلمان نیز خون شهید بارور شده است خون شهید هرگز هدر نرفته است بل خون شهید بازدهی داشته است باور نكردنی كه نه تنها جو جامعة‌ معاصر را از آلایش پاك نساخته‌ است كه فضای زمانها و سرزمینهای اسلامی را با عطر فضیلتها معطر كرده است و تمدن اسلامی در عصر عباسیان كه هنوز هم به شكل باور نكردنی گفته می‌شود بازده خون شهیدانی است كه دلیرانه و آگاهانه و عاشقانه از دم تیغ گذشته‌اند. وضع تمدن اسلامی در سراسر جهان زبانزد تاریخ و دایره‌المعارفهای بین المللی شده است به طوری كه دوست و دشمن آن را تأیید و تصدیق كرده‌اند و ایراد خدشه در قلمرو تمدنهای اسلامی مساوی با جنون و داشتن وضع روانی غیر عادی است. ویل دورانت نویسندة‌ معروف تاریخ تمدن می‌نویسد:‌ اسلام بنیانگذار تمدن در قرون اخیر است و اسلام در ایجاد بیمارستاهای خوب و تهیة‌ لوازم آن نیز پیشاهنگ جهان بود. بیمارستانی كه نورالدین محمود به سال 556 ه.ق در دمشق ایجاد كرده بود سه قرن تمام بیماران را بدون دستمزد علاج می‌كرد به گفته تایخ نویسان اجاق آشپزخانه این بیمارستان 267 سال پیاپی مشتعل بود و حتی یك روز خاموش نشد ابن جبیر كه به سال 580 ه. ق به بغداد رفته بود از دیدار بیمارستان بزرگ عضدی شهر كه چون قصرهای سلطنتی بر ساحل دجله سربرافراشته بود و بیماران را غذا و داروی رایگان می‌داد تعجب كرد. در قاهره نیز سلطان قلاوون به سال 684 ه. ق بیمارستان منصوری را پی افكند كه علی‌الاطلاق بزرگترین بیمارستان قرون وسطی در جهان بود.


در داخل فضای وسیع محصور د چهار گوشی چهار بنا سر بر آورده بود و در میان محوطه‌ای قرار داشت كه با ایوانها احاطه شده بود حوضها و جویها آب و هوای آنرا خنك می‌كردند برای بیماریهای مختلف و بیماران در حال نقاهت بخشهای جداگانه داشت.


همچنین دارای چند آزمایشگاه و یك داروخانة‌عمومی كلینیكهایی برای بیماران سرپایی چند آشپزخانه و حمام یك كتابخانه یك نماز خانه و یك سالن سخنرانی بود بویژه مناظر دل انگیزی برای قسمت بیماران روانی به بیمارستان پیوسته بود بیماران از زن و مرد غنی و فقیر آزاد و برده در آنجا بی‌دستمزد علاج می‌شدند به بیماران بهبود یافته هنگام خروج از بیمارستان مبلغی می‌دادند تا برای تحصیل قوت خود بلافاصله محتاج كار نباشند بیمارانی كه به بیخوابی مبتلا می‌شدند به موسیقی ملایم و قصه گویان حرفه‌ای گوش می‌دادند و احیانا كتابهای تاریخی برای مطالعه دریافت می‌داشتند در همة‌ شهرهای بزرگ اسلامی برای مراقبت دیوانگان تیمارستانهایی موجود بود.1


ویل دورانت می‌نویسد: بردة ترك دیگری كه بعدها به نام ملك منصور سیف الدین قلاوون خوانده شد بر فرزند یبرس تاخت و او را از اریكة‌قدرت به زیر كشید و خود زمام امور را به دست گرفت بیشتر شهرت وی در تاریخ به خاطر بیمارستانی است كه در قاهره بنیاد نهاد و سالانه 100000درهم برای مخارج آن معین كرد. پسر وی ناصر رساندن آب به پایتخت آبراهه‌هایی به وجود آورد حمامهای عمومی مدرسه‌ها خانقاهها و مسجدها ساخت كانالی حفر كرد كه اسكندریه را به نیل می‌پیوست و برای این كار 100000نفر را به بیگاری گرفت وی نمونة‌اسرافكاری ممالك بود در مراسم ازدواج پسرش 20000 حیوان سربرید وقتی از راه صحرا به سفر می‌رفت باغچه‌های سبزیكاری بر پشت چهل شتر بار می‌كردند كه وی سبزی تازه داشته باشد. به دوران وی خزانة‌ دولت خالی شد و به همین جهت جانشینان وی ضعیف شدند و دولتشان سستی گرفت.


سلاطین ممالیك به نظر ما اعتبار سلجوقیان و ایوبیان را ندارد البته آنها مؤسسات عمومی معتبری برجا نهادند ولی غالب این كارها به دست كشاورزان و كارگران فقیری انجام شد كه به وضعی فوق تحمل به وسیلة دولتی كه در مقابل مردم یا طبقة‌ اشراف مسئول نبود استثمار می‌شدند .


تنها وسیلة نجات از دست سلاطین قتل آنان بود. با این حال حكام سنگدل ذوق سلیم داشتند و در تشویق ادبیات و هنر گشاده دست بودند. دوران ممالیك درخشانترین دوران معماری به شمار می‌رود.2 و ما معتقدیم آنان همچنان نان شهدای صدر اسلام را می‌خوردند و از جهان بینی تا جهانداریشان مرهون قطره قطره خون شهیدان است.


قرطبه (كردوا)3 و غرناطه(گرانادا( 


جواهر لعل نهرو خطاب به دخترش می‌نویسد:‌ ما به سفری در كشورهای آسیا و اروپا مشغول بودیم و همراه گذشت سالها به سیرو سیاحت می‌پرداختیم اما در حدود سال1000 پس از میلاد مسیح متوقف شدیم و نگاهی به پشت سر خود افكندیم. در این مرور گذشتة اسپانیا یعنی اسپانیایی كه تحت حكومت اعراب و مسلمانان بود از نظرمان دور ماند و اكنون باید باز هم به عقب برگردیم و اسپانیا را در داخل تصاویر و دیدگاهمان قرار دهیم.


سابقاً چیزهایی در این باره برایت گفته‌ام كه شاید هنوز به خاطر داشته باشی. در سال 711 بود كه یك سردار مسلمانان از آفریقا به اسپانیا عبور كرد. این شخص طارق بود و در محل جبل طارق به سرزمین اسپانیا قدم گذاشت طارق در مدت دو سال سراسر اسپانیا را مسخر ساخت و كمی بعد سرزمین پرتغال را هم به متصرفات خود ضمیمه كرد. اعراب همچنان به فتوحات خود ادامه می‌دادند،4 حتی به سرزمین فرانسه هم نفوذ كردند و در نواحی جنوب آن پاینده شدند. فرانكها و سایر قبایل دیگری كه در اروپا بودند از این پیشروی به وحشت افتادند و با هم متحد شدند و به فرماندهی شارل مارتل كوشش فراوانی به كار بردند تا پیشروی اعراب و مسلمانان را متوقف كنند.


آنها در این منظور خود موفق شدند و در نبرد نور در نزدیكی پواتیه در فرانسه عربها را شكست دادند. این شكست بسیار بزرگ بود و به رؤیاهای عربها برای فتح اروپا پایان بخشید.مدتها بعد ازآن هم باز عربها با فرانكها و سایر مسیحیان در فرانسه می‌جنگیدند. گاهی عربها فاتح می‌شدند و به فرانسه وارد می‌گشتند و زمانی هم به اسپانیا رانده می‌شرند و عقب می‌نشستند. حتی شارلمانی در خود اسپانیا به آنها حمله برد ولی شكست یافت. به این ترتیب روی هم رفته تا مدت درازی تعادل برقرار بود و عربها در اسپانیا حكومت می‌كردند اما نمی‌توانستند از آنجا در اروپا پیشتر بروند.5


بدین ترتیب اسپانیا قسمتی از امپراتوری بزرگ عرب و اسلام شد كه از آفریقا گرفته تا حدود مغولستان می‌رسید. اما این امپراتوری دوام زیادی نداشت. به خاطر می‌آوری كه در داخل عربستان جنگهای داخلی آغاز شد و عباسیان به حكومت خلفای اموی پایان دادند. حاكم عربی كه در اسپانیا حكومت داشت یكی از امویان بود و خلفای عباسی را به رسمیت نشناخت. به این شكل اسپانیا خود را از امپراتوری عرب جدا كرد و خلیفة‌ بغداد هم دورتر و گرفتارتر از آن بود كه بتواند در این زمینه كاری بكند. روابط میان اسپانیا و بغداد همچنان تیره و تار بود و این دو حكومت عربی به جای این كه با یكدیگر همكاری كنند و در ساعت دشوار به كمك هم بروند هركدام می‌خواستند كه برای دیگری گرفتاریها و ناراحتیهایی فراهم شود.


رابطة‌ عربهای اسپانیا با سرزمین مادری و اصلیشان قطع شد. آنها در سرزمینی دوردست و در میان مردمی بیگانه به سر می‌بردندو دشمنان آنها را محاصره كرده بودند. تعداد ایشان اندك بود و در مواقع خطرات و مشكلات هیچ كس نبود كه به ایشان كمك دهد. اما در آن زمان آنها ره خودشان اعتماد فراوان داشتند و به آن مخاطرات اهمیتی نمی‌دادند و اعتنایی نداشتند.در واقع آنها با وجود فشار دائمی ملتهای مسیحی كه از شمال برایشان وارد می‌شد بسیار خوب مقاومت كردند و دست تنها توانستند تا مدت 500 سال تسلط خودشان را بر قسمت عمدة‌ اسپانیا حفظ كنند. حتی پس از این مدت نیز توانستند حكومت كوچكتری را در جنوب اسپانیا تا مدت 200سال ادامه بدهند و به این قرار آنها عملاً از امپراتوری بزرگ بغداد بیرون ماندند و موقعی كه عربها با اسپانیا وداع گفتند و به ناچار از آنجا خارج گشتند مدتها بود كه خود بغداد ویران گشته بود. این دوران 700 سال حكومت اعراب در اسپانیا بسیار حیرت انگیز است، اما آنچه جالب توجه تر و حیرت انگیزتر است تمدن و فرهنگ عالی و بزرگی است كه عربهای اسپانیا كه به نام مورها6 مشهور شده‌اند به وجود آوردند. یكی از مورخان كه تحت تأثیر این تمدن قرار گرفته و تا اندازه‌ای مجذوب آن شده می‌گوید:


مورها آن حكومت حیرت انگیز كوردبا را به وجود آوردند كه از شگفتیهای قرون وسطی بود و در موقعی كه سراسر اروپا در جهل و بربریت و جدال و زدوخورد غوطه می‌خورد به تنهایی مشعل دانش و تمدن را روشن نگاه داشت كه پرتو آن بر دنیای غرب می‌تابید. شهر قرطبه مدت 500 سال پایتخت و مرگز این حكومت بود و همین شهر است كه معمولاً كوردووا یا كردوا نامیده می‌شود. قرطبه شهری بسیار بزرگ بود كه یك میلیون نفر جمعیت داشت. این شهر به یك باغ بزرگ شباهت داشت كه طول آن در حدود 20 كیلومتر بود و حومة آن در حدود 45 كیلومتر می‌شد. گفته می‌شود كه 60000 كاخ و قصر و منزل پرشكوه و 200000 خانه‌های كوچكتر دراین شهر بود و 80000 مغازه و دكان و 3800 مسجد و 700 گرمابة عمومی داشت. ممكن است كه این ارقام اغراق آمیز باشد اما لااقل تصوری از این شهر برای ما به وجود می‌آورد



نوشته شده در پنجشنبه 25 اسفند 1390 توسط علی میرشمسی
مقام معظم رهبری

درباره سایت
نویسندگان
نظر سنجی
آمار سایت
IMG4UP IMG4UP
Blog Skin

bahar22